سيد حسن مير جهانى طباطبائى

595

جنة العاصمة ( فارسي )

غب : مفعول به ليعرفوا است . و ابشروا : عطف است بر « اطمأنّوا » و شايد عطف به واو در اينجا باشد يا به ثم كه دليل بر تراخى است در ماقبل براى دليل بودن بر تغاير بين طرفين يعنى معطوف و معطوف عليه مترقّب . يدع : ضمير فاعل راجع است به آنچه بشارت داده شدند از امور چهارگانه يا سه‌گانه و محتمل است راجع به اخير كه استبداد است باشد . و أنّى بكم : جار متعلّق به محذوف است يعنى : كيف ورود الهداية بساحتكم ، يا اينكه أنّى حصول الهداية لكم بنابر آنچه در بعضى از نسخه‌هاست . أنّى حصول الهداية لكم : بنابر آنچه در بعضى از نسخه‌هاست . و أنّى لكم و قد عميت عليكم : واو حاليّه است و جمله حال است از ضمير مخاطب مجرور ، و احتمال مىرود كه عطف بر جملهء « أنّى بكم » باشد . و أنتم لها كارهون : واو نيز حاليّه است ، و جملهء حال از ضمير مخاطب منصوب در كلمهء « أَ نُلْزِمُكُمُوها » است و سه ضمير در « عميت » و « أَ نُلْزِمُكُمُوها » و « لها » راجع به هدايت بسوى امام حق است و بينا شدن در امر دين يا بسوى طاعت كسى است كه خدا واجب كرده طاعت او را ، يا راجع به غير اين دو است از چيزهائى كه مدلول عليه در اين مقام است . إليكم عنّي : مفعول آن محذوف است يعنى خوددارى كنيد از سخن گفتنتان با من . معناى سخنان آن حضرت عليها السّلام قولها عليها السّلام : استبدلوا و اللّه تا آخر : بيانى است تفصيلى براى اينكه ابو بكر را بدل از على عليه السّلام خليفه قرار دادند ، و توبيخ و مذمّتى است برايشان بعد از اجمال‌گوئى آن حضرت كه از سخنان او مستفاد مىشود از فرمودن آن بزرگوار « بِئْس لِلظَّالِمِين